فقط همین یک بار می خواهم به سوی غروب بیایم
شاید غروب شروع طلوعی دیگری باشد
شاید باشم
شاید باشی....
+ نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت   توسط ساره
|
شاید غروب شروع طلوعی دیگری باشد
شاید باشم
شاید باشی....
یک دو سه
دیگر حتی صدای ضربان نبض زمین نیز نمی آید
خسته تر از آنم که حتی
نای نفس زدن داشته باشم
نفس نفس نفس....
میدانم که میدانی بدی افکارم را
و میدانم که می بخشی به اشاره ای به بهترین کلماتت را که روی سر با جان دل می گیرم
پس آمدنت مبارک ماه لیله القدر...
شیشه پنچره را باران شست
از دل تنگ من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شد...
من وانمود می کنم که نمی دانم (ریتوس)
(ضرب المثل پرتغالی)
با آروزی بهترین ها در سال ۱۳۸۸
سال نو مبارک
الهی باز آمدیم با دو دست تهی چه باشد اگر مرهمی بر خستگان نهی